الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
34
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
خودبخود متعين باشد ، بلكه غالبا با مجموعهاى از مفاهيم كلى روبرو هستيم كه به ترتيب هر يك از ديگرى عامتر و كلىتر است و در نتيجه هريك مسائلى را كه مفهوم خاصتر شامل است فرامىگيرد به علاوهء تعدادى مسائل ديگر . لهذا در يك طرف اين مجموعهء مفاهيم ، عامترين و كلىترين مفهوم ، كه همانا مفهوم موجود است ، قرار دارد و در طرف ديگر آن خاصترين مفاهيم كلى قرار دارند كه هريك تنها بر تعداد بسيار محدودى از موضوعات مسائل قابل صدق است . در بين اين دو طرف ، مفاهيم كلى ديگرى نيز وجود دارند كه از طرف اول - مفهوم وجود - خاصتر و از طرف دوم عامترند و مفاهيمى كه در تقسيمبندى ارسطويى موضوع علوماند غالبا در زمرهء اين دستهاند . من باب مثال ، مجموعهء مفاهيم كره ، حجم ، كميت متصل ، كميت ، عرض و موجود را از يكسو و كليهء مسائل هندسى را از سوى ديگر در نظر مىگيريم . در اين مجموعه ، مفهوم كره بر تعدادى بسيار محدود از موضوع مسائل هندسى قابل صدق است . مفهوم حجم علاوه بر اين تعداد ، مسائل ديگرى را نيز شامل مىشود . مفهوم كميت متصل همهء مسائل هندسى را فرا مىگيرد ، هم آنچه را مفهوم كره در بر مىگرفت هم مسائلى را كه مفهوم حجم شامل مىشود هم غير آنها را . مفهوم كميت علاوه بر تمام مسائل هندسى همهء مسائل حساب را نيز تحت پوشش خود قرار مىدهد . مفهوم عرض غير از مسائل حساب و هندسه بر موضوعات مسائل بسيارى از علوم ديگر نيز صدق مىكند و بالاخره مفهوم موجود بر موضوع مسائل تمامى علومى حقيقى صدق مىكند . پس در اين مجموعه ، كره خاصترين مفهوم كلى و به ترتيب حجم از كره كلىتر است و كميت منفصل از حجم و به همين منوال هر مفهوم بعدى از قبلى عامتر و كلىتر است تا مىرسيم به مفهوم موجود كه از جمله عامترين و كلىترين مفاهيمى است كه ذهن ما با آنها آشناست . اكنون مشاهده مىشود كه مفهوم كميت متصل ، كه در دستهبندى ارسطوئى موضوع هندسه است ، تنها مفهوم كلى نيست كه قابل صدق بر موضوعات مسائل هندسى است ، بلكه هم مفاهيم كلى ترى ، مانند كميت عرض و موجود ، يافت مىشود كه شامل اين مسائل به علاوه مسائل ديگرى است و هم مفاهيم جزئىترى ، مانند كره و حجم ، وجود دارند كه فقط شامل بخشى از مسائل هندسهاند و بهجاى اينكه مجموعه مسائلى را كه كميت متصل شامل آنهاست به منزلهء مجموعهء واحد انتخاب كرده نام آن را « هندسه » نهاد - چنان كه در تقسيمبندى